![]() |
![]() |
|
| پژوهشی در مورد مسیحیت |
|
انجیل متی 5 / 39 :لیکن من به شما می گویم با شریرمقاومت نکنید بلکه هر که بر رخساره راست تو طپانچه زند دیگریرانیز به سوی او بگردان. مطالعه تاریخ مسیحیت و یهودیت و مطالعه کتاب مقدس عملکرد پیروان این دو دین را کاملا برعکس مطلب بالایی نشان میدهد نظیر جنگهای صلیبی و دادگاههای تفتیش عقایدو جنگهای اخیری را که به راه انداخته اند و یا دیگران را وادار به جنگ کرده اند. تاریخ نشان می دهد که کلیسا و کنیسه و پیروانشان تنها سرودها ی کتاب مقدس را از حفظ هستند و دیگر از کتاب مقدس هیچ نمی دانند. البته نباید آیاتی از کتاب مقدس که در آن موسی و یوشع جنایتکار و قاتل و نسل کش معرفی شده اند را از نظر دور داشت این آیات به مومنین به کتاب مقدس می آموزد که با دشمن آنچنان رفتار کنند که موسی و یوشع با دشمنانشان رفتار کرده اند آن دو دشمنان را از دم تیغ گذرانده اند حتی به زنان و کودکان وپیران نیز رحم نکرده اند پس پیروان راستین موسی و یوشع نیز باید شهر ها را به آتش بکشند ووبی گناه را زنان کودکان بکشند شاهد نوشته های بنده را می توانید در این آدرسwww.doulaty.net/labnon/1 یا در گوگل تصاویری از جنایات اسرائیل لبنان را سرچ کنید و ببینید و بین گفتار عیسی که در اول این متن آمده و بین آیات ذیل مقایسه کنید و قضاوت کنید که ما با ید کدام یک از این دو عمل را باور و به آن عمل کنیم عدم مقاومت عیسی را یا نسل کشی و انسان سوزی و شهر سوزی و کشتار زنان و کودکان را ازموسی و یوشع باور کنیم.بنظر می آید که برادران مسیحی محبت عیسی را برای انسانهای مظلوم یاد می دهند و می گویند که با ظالم مقاومت نکنید و آیاتی را که در آن کشت و کشتار است برای خود نگه داشته اند تا با استفاده از این آیات برملل دیگر حکومت کنند. آیاتی که در آن موسی و یوشع قاتل معرفی شده اند: 1- یوشع 8 / 8 و چون شهر را گرفته باشید پس شهر را به آتش بسوزانید..... می توانید در کتاب یوشع موارد دیگری را بیابید . 2- یوشع 10 / 36 : و یوشع با تمامی اسرائیل از عجلون به حبرون بر آمده با آن جنگ کردند 37 و آنرا گرفته آنرا با ملکش و همه شهر هایش و همه کسانیکه در آن بودند بدم شمشیر زدندو موافق هر آنچه که به عجلون کرده بود کسی را باقی نگذاشت ...... ادامه کشتارها. 3- اعداد باب 31 در باره جنگ موسی (ع) می باشد در این جنگ فقط دختران باکره زنده ماندند و بقیه از دم تیغ گذشتند اگر باور ندارید به باب 31 اعداد مراجعه فرمایید. برای داشتن اطلاعات زیاد در این مورد به آدرسهایی که در متنهای قبلی هست مراجعه نمایید . البته هستند کسانی که آیات بالایی را مو به مو اجرا می کنند مثل یهودیان که در جنوب لبنان بحسب دستورات کتاب مقدس شهرها را ویران/ کودکان و حتی کودکان در رحم مادران را کشتند. و با اینکه قدرت دنیا الان در دست مسیحیان است ولی متاسفانه هیچ اقدامی در جهت باز داشتن اسرائیلیها از اعمال وحشیانه شان نکردند بلکه با سکوت معنیدار خود دست یهودیان عیسی کش را باز گذاشتند آری این است نمونه هایی از آموزه های ناب کتاب مقدس!!!!!! در گوگل (تصاویری از جنایات ا سرائیل در لبنان ) را سرچ کنیداین دو عکس نشان می دهد که کودکان صهیونیستهای یهودی با چه اشتیاقی به دوستان لبنانی خود نامه می نویسند.
نامه دریافت شد پستچی نامه نیز سربازان اسرائیلی بودند با تشکر از نامه رسان. ادامه عکسها:http://forum.persianweb.com/showthread.php?t=1482 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 9:59 توسط ماهان سپری |
|
|
بنام خدایی که با فرستادن احکام و شریعت منت ابدی بر انسان نهاد عیسی مسیح علیه السلام فرمود : ای مردم گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء راباطل سازم نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تاهمه واقع شود پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و بمردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود اما هرکه بعمل آورد و تعلیم نماید او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.انجیل متی 5 / 17 و 18 و 19 تفسیر آیات: 1- احکام و شریعت موسی و دیگر پیامبران پا برجا و ثابت و لازم الاجرا است برای برادران مسیحی بنابر فرموده خود حضرت مسیح ( ع ) 2- هرکس شریعت را عمل نکند یا به دیگران بطور صحیح یاد ندهد در ملکوت آسمان پست و خوار است. 3- هر کس به شریعت درست عمل کند و به دیگران بطور صحیح یاد بدهد در ملکوت آسمان از بزرگترین انسانها محسوب می شود. لازم به توضیح است که همیشه کسانی پیدا می شوند که با پیامبران یا بطور رو در رو یا بصورت منافقانه مخالفت می کنند مثلا در مسیحیت یهود بطور آشکار و افرادی مثل پولس بصورت منافقانه با مسیح (ع) مخالفت کردند که ثمره این مخالفت منافقانه که از دشمنی آشکار بدتر و کشنده تر است این شد که امروزه از مسیحیت هیچ شریعتی باقی نماند در اسلام هم افرادی مثل ابوبکر و عمر و عثمان بعد از رحلت پیامبر اسلام مثل پولس تیشه به ریشه کتابشان و پیامبرشان زدند.نفرین خدا و پیامبران بر دشمنان پیامبران باد آمین. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 5:38 توسط ماهان سپری |
|
|
بنام خدایی که انسان را آفرید و اورا اشرف مخلوقات قرار داد در باره مسیح و مسیحیت وکتاب مقدس و انسان می اندیشم و در باره پیامبران و انسانهای بزرگ مومن به خدا و....واینکه خدا چقدر به انسان لطف کرده که فقط برای او پیامبر فرستاد تا از طریق وحی و عقل سلیم زنگار غفلت را از فطرت پاک او بر طرف سازدو انسان را در مسیری قرار دهد بی انتها که مهماندارش خدا است . انسان این شرافت را پیدا کرد که خدا با او سخن بگوید و او نیز با خدا سخن بگوید و تا بدانجا پیش رود که خدا از میان خود انسانها پیامبر بر گزید تا انسانهای دیگر را رهنمون شود. و خدا سخن خود را در قالب وحی و کتابهای مقدس آسمانی به گوش انسانها رساندو حال پرسشهایی در ذهن خطور می کند که جوابهایش با کتاب مقدس مسیحیت و عملکرد بزرگان این دین بزرگ در تضاد و تقابل است . امید وارم برادران مسیحی به سوالاتی که در ذیل مطرح خواهم کرد جواب قانع کننده بدهند و روح پر از تلاطمم را آرام سازند: 1- معیار انسان خدایی چیست ؟و ایا می توان افرادی نظیر سلیمان که در آخر عمر بت پرست شد و داوود را که در کتاب مقدس نسبت زنا به وی داده شده ویوشع وموسی را که نسل کش بودند و غیره را به عنوان یک فرد الهی نامید و بتوان گفت که مسیح و خدا نیز کارهای آنها را تایید کرده است ؟ در صورتی که جواب مثبت باشد افرادی مثل بت پرستان روم و یونان و جنایت کارانی مثل فرعون و آتیلا و هیتلر و چنگیز و جرج بوش و اولمرت همان کارهایی را انجام دادند که پیامبران در کتاب مقدس انجام دادند و دیگر تفاوت پیامبران با اینها در چه چیز است که پیامبران مقدس ولی اینها ملحد و جنایتکارند؟اگر کار پیامبران خوب باشد پس کار اینها نیز خوب بوده و دیگر نیازی نبود که خداوند پیامبر بفرستد؟( در آخر همین مطلب آدرسهایی از کتاب مقدس را می نویسم که ببینید کتاب مقدس!!!!چقدر کارهای ناروا به پیامبران نمسبت داده است که اگر این کار ها را من به پاپ نسبت می دادم حتما مرا می کشتند ؟) 2-انسان اگر بخواهد خوب باشد باید چه کارهایی را انجام دهد و چه کارهایی را ترک کند؟اگر بگویید ایمان به مسیح کفایت می کند !!!! چطو می توان گفت کسی که ایمان به مسیح دارد و در ضمن پاپ را هم کشته و هر جنایتی را انجام داده ....... واقعا یک مسیحی مومن است و به بهشت خواهد رفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به نظرم این را اگر به خود مسیح هم بگویند می خندد و می گوید: مزاح لطیفی است. آخر ای برادران واقعا این چه چیزی است که شما مطرح می کنید لا اقل وقتی این را مطرح می کنید به اندازه سر سوزن در موردش تفکر کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 3- چرا در دین شما فقط ثروتمندان به بهشت می روند و بقیه به جهنم ؟(همان قضیه اعتراف به گناه و عفو گناهان و فروش بهشت را می گویم )بر خلاف دین در دین برادران شما یعنی اسلام معیار آدم خوب بودن اعتراف و خرید و فروش بهشت نیست بلکه شعار دین اسلام ( ان اکرمکم عندالله اتقیکم) می باشد یعنی هر کسی کمتر گناه کند بیشتر به خدا نزدیک شده است.نتیجه اینکه مسیحیت مال آدمهای مایه دار است و اسلام مال آدمهایی است که گناه کردن را دوست ندارند. 4- آیا مسیح پیامبر بود یا یکی از پیروان موسی؟(لطفا کمی در باره جوابش فکر کنید) در هر صورت چرا مثل موسی خدا را عبادت نکرد؟ و با اینکه از بنی اسرائیل بود و باید مثل یهودیان ختنه میکرد و عشره می داد زکات و روزه و حج بجا می آورد ولی چرا هیچ کدام از این اعمال را انجام نداد؟اگر بگویید به شریعت موسی عمل می کرده است پس چرا می گویید او خدا است؟در حالیکه خدا بودن منافات با عبادت کردن است لاجرم برای فرار از این بن بست با ید گفت که او انسان است نه خدا و خدا بودن را خیالات و اوهام پولس به عیسی نسبت داده است و در ضمن اگر عیسی به شریعت موسی عمل می کرد (انجیل متی 5 / 17 و 18 و 19 )پس شما چرا به شریعت موسی عمل نمی کنید؟؟؟؟؟ 5- اگر انسان بخواهد خوب باشد باید مثل چه کسی باشد و چه کسی را برای خودش الگو قرار دهد؟ من که نتوانستم از کتاب مقدس یک شخص خوب را پیدا کنم که الگویم باشد زیرا به هر کسی در کتاب مقدس نگاه کردم عیب و نقصی داشت و ریگی به کفشش بود وهر کس بتواند ولی وقتی اسلام را مطالعه می کنم پیامبران معصوم هستند البته همه پیامبران و هیچ گناهی از آنان صادر نشده و اوصیاء و جانشینان پیامبر اسلام همگی معصوم هستند اینها بهترین کسان هستند برای کسانی که دنبال الگوی بی عیب می گردند. و تمام انسانها در دین اسلام خوب هستند و انسان وقتی از مادر متولد می شود بدون گناه متولد می شود در اسلام کسانی بدند که حریم الهی را رعایت نکنند و حرف حق را گوش نکنند. در اسلام و یهودیت و مسیحیت دزدی دزدی زنا قمار دروغ ازدواج با محارم و .... حرام شمرده شده است ولی نمی دانم چرا فقط در قرآن ساحت انبیاء از این گناهان منزه شمرده شده ولی در کتاب مقدس هر تهمت و کثافت کاری را به پیامبران نسبت داده اند !!!!! در دینی که پیامبرش قتل و غارت میکند و شراب می نوشد زنا کار و زنا زاده می شود نباید شک کرد که مومنینی مثل جرج بوش و اولمرت و شارون و امثال اینها پیدا شود. در آخر شما را به آیات بر گزیده ای از کتاب مقدس ارجاع می دهم که پیامبران در آن آیات شراب می نوشند با محارم ازدواج می کنند با خدا به تندی سخن می گویند و ستمگرانه مردم را می کشند و بت می سازند و می پرستند و با عروس خود ازدواج می کنندو..... بهتر است که خود این آدرسها را پیدا کنید و آیاتش را بخوانید و قضاوت کنید که پاپها و اسقفها و خاخامها از پیامبران مقدستر شده اند زیرا هیچ کس جرات ندارد تهمتهایی را که کتاب مقدس به پیامبران وارد کرده را به این آقایان مقدس بچسباند ( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) آدرسها: پیدایش : ( 38 / 6 - 7 و 11 - 19 ) (27 / 24 ) ( 9 / 20 - 27 ) ( 27 / 1 - 30 ) ( 19 / 30 - 38 ) پادشاهان: 11 / 1 و 3 - 12 * 13 / 11 - 24 و 26 خروج : 33 / 21 - 25 *6 / 20 * 5 / 24 - 26 اعداد:20 / 12 *11 / 11 - 14 اعداد 31 تثنیه : 2 /31 - 36 *21 / 10 و 13 - 17 داوران : 11 / 1 و 12 - 29 سموئیل :11 / 2 -27 لاویان18 / 12 (6 - 28) تواریخ 2 /3 - 4 تا مطلب بعدی بدرود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 4:26 توسط ماهان سپری |
|
|
به نام خدای عیسی مسیح
تاریخ نقادی کتاب مقدس به صورت یک جریان گسترده و یک رشته علمی به قرن هجدهم و عصر روشنگری بر می گردد و قبل از این دوره تنها آثاری پراکنده و فعالیت های فردی در این باره وجود داشته است.افرادی نظیر ابراهیم ابن عزرا (یهودی۱۸۰۹ تا ۱۱۶۴ م) را شاید بتوان از پیشینیان این بحث قلم داد کرد.او تلاش می کند که با استناد به مواردی از درون تورات اثبات کند که ممکن نیست نویسنده این کتاب حضرت موسی باشد بلکه این کتاب قرن ها بعد به دست فرد دیگری نوشته شده است.باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷ م) راه او را ادامه داد و شواهد زیادی بر آنچه ابن عزرا آورده بود افزود. نخستین اشکلات سندی بر تورات از سوی ابراهیم ابن عزرا صورت گرفته و پس از وی اسپینوزا به تببیین بیشتر این اشکالات پرداخته است وی با بیان علمی اثبات می کند که اعتقاد به نوشته شدن ۵سفر تورات توسط حضرت موسی (ع) صحیح نیست چند مورد از اشکلات اسپینوزا را در اینجا مطرح می کند ابراهیم آنها را به صورت رمز مطرح کرده بود: ۱ اگر انطرف رود اوردن ۲ و اگر رمز ۱۲ را بدانید ۳ علاوه موسی تورات را نوشت ۴ در ان وقت کنعانیان در ان زمین بودند ۵ و موسی بنده خدا وفات یافت اسپینوزا این ۵ رمز را شکافته و اینطور بیان می کند ۱ یکی از مسلمات عهد عتیق این است که حضرت موسی از رود اردن عبور نکرد و در همین سوی رود در گذشت(سفر تثنیه ۲:۳۱و یوشع ۱ :۱ و ۲)حال اگر ما در تورات متنی را بیابیم(تثنیه ۱:۱) که نوشته باید این سخنانی است که موسی در انطرف رود اردن گفته باید نویسنده این متن از رود اردن گذشته باید تا بگووید در انطرف رود وگرنه معنی ندارد حضرت موسایی که از رود اردن نگذشته باشد بگوید در انطرف رود. ۲ نویسنده تورات حتی باید با زمانی بسیار بعد از موسی زیسته باشد تا بتواند او را با پیامبران بنی اسرائیل مقایسه کند(تثنیه ۱۰:۳۴) حال آنکه می دانیم موسی (ع) اولین پیامبر بنی اسرائیل بوده و نویسنده این کتاب باید قرن ها بعد از موسی زیسته باشد تا بتواند چنین مقایسه ای را انجام دهد ۳ در تورات وقتی می خواهد حضرت موسی را خطاب کند (تثنیه ۹:۳۱) از ضمیر سوم شخص استفاده کند بدین ترتیب این کلمات را نمی توان به موسی نسبت داد و باید از نویسنده دیگری باشد ر.ج (خروج ۹:۳۳)خروج ۱۱:۳۳ (اعداد ۳:۱۲) اعداد ۱۴:۳۱ تثنیه ۱:۳۳ تثنیه ۶:۳۴ لاویان ۱:۱۲ خروج ۹:۱۱ اگر این نوشته ها از موسی باشد از ضمیر اول شخص استفاده می کرد نه از ضمیر غائب ۴ ما می د انیم که هیچوقت مولف یک کتاب داستان مرگ خود و حوادث بعد از فوتش را با ذکر جزئییات در کتاب خود ذکر کند اما خلاف این مطلب را در تثنیه ۳۴:و۷و۸ و ۹میابیم ۵ در عهد عتیق آمده که تمام کتاب موسی را بر دیوار مذبح (سنگ)دمی نوشتن (صحیفه یوشع ۳۲:۸) اگر به حجم تورات فعلی بنگریم که مشتمل بر ۲۶۰ صفحه و. تقریبا ۱۳۰۰۰۰ کلمه می باشد بعید می نماید که این تورات را با این حجم بتوان در ۱۲ سنگ نوشت. ۶ در سفر پیدایش ۶:۱۲ نویسنده بعد از نقل سیر و سفر ابراهیم در سرزمین کنعان می افزاید و در ان وقت کنعانیان در ان سرزمین بودند.نویسنده به وضوح زمانی که این نوشته را می نوشته مستثنی کرده است پس در زمان نگارش این متن کنعانیان نمی بایست در ان سرزمین بوده باشند لذا این قسمت باید بعد از رحلت موسی نوشته شده باشد ۷ در تورات نام مکانهایی اماده است که در زمان موسی به این نام خوانده نمی شدند بلکه بعد از موسی به این نام مشهور شدند.مثلا در یوشع ۴۷:۱۹ (پیدایش ۱۴:۱۴ ابراهیم دشمنان خود را تا دان تعقیب کرد نام دان سالیان دراز پس از موسی (ع) و حتی یوشع به این شهر داده شد. ۸ در سفر خروج ۳۵:۱۶ داستانی نقل شده (داستان خوردن من)که سالیانی پس از موسی ادامه داشته است تا زمانی که یوشع ۱۲:۵ به ان اشاره می کند و... علاوه بر اسپینوزا منتقدان معاصر نیز بسیار به این مطلب پرداختند پروفسور روژه گارودی اندیشمند مسیحی که مسلمان شد می نویسد تورات (اسفار ۵ گانه و کتاب های تاریخی بدان گونه که بیش از یک قرن پپش شارحان اثبات کردند یک سرهم بندی مکتوب از سنت های شفاهی است که بدست وقایع نگاران قرن ۹ صورت گرفته است و نیز بدست کاتبان منحرف زمان سلیمان که دل مشغولی اصلیشان این بوده است که فتوحات داوود و امپراطوری او را با بزرگ نمایی انها مشروعیت بخشند و حال آنکه از سوی دیگر و نه آثار باستان شناختی و نه مدارکی به جز داستان های کتاب مقدس هیچ امکانی برای برررسی تاریخی این فتوحان فراهم نمی اورد. تا مطلب بعدی خدا نگهدار |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 17:48 توسط ماهان سپری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
انجیل متی 27 : 45 و از ساعت ششم تا ساعت نهم تاریكی تمام زمین را فرو گرفت. 46 و نزدیك به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ایلی ایلی لَماسبقتِنی.” یعنی الهی الهی مرا چرا ترك كردی.....
هدف این وبلاگ باز شناسی مسیحیت می باشد از تمام دوستانی که در این زمینه تخصص دارند دعوت می شود معلومات و تحقیقات خود را در اختیار این وبلاگ قرار دهند .اجر این کار با خداوندمان باشد.منتظر یاریتان هستم. اما خودم: ماهان هستم فعلا کارشناسی ارشد ادیان ابراهیمی را در یک دانشگاه غیر انتفاعی می خونم. به رشته ام هم خیلی علاقمند هستم درواقع رشته ام و مطالعاتم جزء جدا نشدنی زندگی من هستند. |
|
RSS
|