![]() |
![]() |
|
| پژوهشی در مورد مسیحیت |
|
بنام خدای مهربان از عقاید راسخ مسیحیان فدا است . فدا یعنی اینکه خدا پسرش را برای آشتی با انسان گنهکار به مسلخ می برد خدا با این کار خود خون پسرش را می ریزد تا با ریخته شدن خون تنها پسرش و یگانه فرزند دلبندش گناه انسانها را که پدرشان در بهشت انجام داده بود بشوید و این بار خدا گناهی را که با آب شسته می شد با خون شست و مسیح مصلوب گشت تا انسان از گناه پدر خود نجات یابدو ..... سوال این است که : اگر یهودیان عیسی را کشان کشان به طرف صلیب نمی بردند و او را به صلیب نمی کشیدند خدا چگونه می توانست با انسان آشتی کند؟ آیا خداوند نباید از یهود بخاطر اینکه در اجرای نقشه خداوند برای آشتی با انسان دست خود را بخون پسر خدا آلوده کردند قدر دانی کند؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:9 توسط ماهان سپری |
|
|
بنام خدای مهربان اساس مسیحیت بر پایه ایمان به الوهیت مسیح است و زیر بنای الوهیت هم گناه آدم و حوا است. قصه گناه آدم این است که مالک بهشت میوه درختی را از آدم منع کرده بود و او نیز به فرمان مالک بهشت از خوردنش صرف نظر کرده بود تا اینکه ماری در بهشت پیدا شد و راز ممنوعیت میوه آن درخت را برای حوا گفت و گفت که میوه این درخت را هر کس بخورد به نیک و بد آگاه گردد و از آن روز بود که کینه مالک بهشت در دل آدم و حوا هویدا شد و آن دو تصمیم گرفتند از میوه آن درخت بخورند تا نعمتی که حقشان بود و از آن محروم شده بودند را بدست بیاورند. آن دو میوه را خوردند و آگاه شدند ولی مالک بهشت از کارشان بر آشفت و هرسه یعنی مار و آدم و حوا را به خاطر تلاش برای آگاه شدنشان تنبیه کرد و آنها را از بهشت اخراج کرد . این قصه آدم بود و تنها گناه او کسب آگاهی بود و ....... و حالا سوال این است که : اگر آدم از میوه ممنوعه نمی خورد آلان سر نوشت فرزندان او چگونه بود؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 11:59 توسط ماهان سپری |
|
|
سلام در ابتدا کلمه بود و کلمه در نزد خدا و کلمه خدا بود. آیه ای که مطرح شده کاملا بر انسان بودن عیسی و غیر خدا بودن او و مخلوق بودنش دلالت دارد در ابتدا : کلمه ابتدا می فهماند که عیسی ازلی نیست و مبدئی داشته و داشتن مبدا از خصوصیات مخلوق است نه خالق. و کلمه نزد خدا: اینکه کلام تصریح دارد بر کلمه بودن عیسی ‘خودش نشانه ای است بر اینکه عیسی انسان است نه خدا زیرا کلمه ، متکلم می خواهد و بدون متکلم ، کلمه ایجاد نمی شود. نزد: اشاره به دوئیت بین عیسی و خدا است زیرا ما حتی در مکالمات خودمان نیز نمی گوئیم که خودم پیش خودم هستم. و همچنین نیز می رساند که عیسی موجودی بوده که در پیش خدا بوده نه اینکه خود خدا بوده است. و اما نکته مهم در باره جمله اخیر هست: کلمه خدا بود. با آنکه اساس و پایه ایمان مسیحی خدا دانستن عیسی است ولی جالب است که عیسی در هیچ جای اناجیل نگفته که من همان یهوه خدایتان هستم. با اینکه عیسی توصیه های اخلاقی داشت و سخنرانیهای متعددی داشت ولی از گفتن {من همان یهوه هستم } خودداری کرد. در عوض برادران مسیحی جمله اخیر را صریح در خدا بودن عیسی میدانند با اینکه بر فرض که این جمله اخیر بحال خود بماند و تعابیر دیگر این جمله را نیاوریم ولی تعارضش با دو جمله اولی را چه کار باید کرد؟ یک نکته از مجموع این سه آیه بر فرض که اناجیل الهام روح القدس است ، این است که این سه جمله اثبات می کند که کتاب مقدس از انسجام کافی جهت هدایت اصول اعتقادی بر خوردار نیست زیرا دو جمله اول عیسی را مخلوق می نمایانند که خلاف مشی کلیسا است و جمله آخری نیز در خلاف دو جمله اول است که کلام روح القدس است. نتیجه گیری با شما....
در ابتدا کلمه بود و کلمه در نزد خدا: این را من هم قبول دارم که عیسی مبدئی داشته و از مبدا هم در نزد خدا بوده است و آلان هم در نزد خدا است . به امید ظهور ش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 2:52 توسط ماهان سپری |
|
|
بنام خدا نگاهی به این آیات انسان را با سوالاتی مواجه می کند که در گفتار کلیسا و خادمین کلام از جهت کتاب مقدس به شک و تردید می افتد با نگاهی گذرا به این سوالات می پردازم: 1- غسل تعمید طبق گفته یحیای معمد برای توبه می باشد متی فصل 3 : 11 من شما را به آب به جهت توبه تعمید میدهم.سوال این است که عیسی به چه جهتی غسل تعمید کرد؟ 2- اربابان کلیسا برای توجیه تناقضات اناجیل می گویند که اختلافهای اناجیل مانند این است که به یک حادثه از چهار جهت نگریسته شود و حتما در این مشاهدات اختلافاتی از جهت اختلاف جهت دید بروز پیدا می شود و این اختلافات هیچ خللی به اصل قضیه نمی رساند . بحث در این است که این مثال به خودی خود صادق است ولی همه اختلافها بر اثر اختلاف زاویه دید نیست بلکه یک اشتباه است . در بحث ما سوال اینجا است که در متی نوشته شده که عیسی کبوتر را دید و بعد خطابی از آسمان در رسید که این است پسر حبیب من که من از او خشنودم. ظاهرا باید خطاب این آیه کس دیگری باشد زیرا که به عیسی با کلمه (این) اشاره شده ولی درست درمرقس به خود عیسی می گوید که تو پسر حبیب من هستی.بالاخره عیسی مورد خطاب بود یا کس دیگر؟و در صورتی که عیسی مورد خطاب نبوده پس چه کسی مورد خطاب بوده است؟ 3- در هر چهار انجیل عیسی با (پسر حبیب من ) یاد شده معنی پسر حبیب من می شود فرزند دوست من . در هیچ کدام از اناجیل پسر محبوب من ذکر نشده که اگر با کلمه محبوب ذکر می شده جای این سوال پیش نمی آمد که منظور خدا از پدر عیسی که دوست خدا است، کیست؟ 4- از پایه های اعتقادی کلیسا لزوم ایمان به خدا بودن عیسی است. سوال این است که اگر عیسی از اول ولادت از مادرش خدا بوده است دیگر چه نیازی بوده که تعمید یابد و چه لزومی داشت که مدت چهل روز در معرض آزمایش شیطان قرار گیرد؟ بالاخره عیسی اگر از اول خدا بوده نمی بایست مثل یک انسان گنهکار از یحیی غسل گیرد . البته این اندکی از سوالاتی لاینحلی است که در مورد اناجیل وجود دارد در پستهای بعدی در مورد اختلاف اناجیل و مسائل لاینحل در خدمت دوستان حق جو خواهم بود.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 3:23 توسط ماهان سپری |
|
|
بنام خدايي كه کتابهای هدایت را فرستاد قرآن در باره عيسي مسيح چنين بيان ميكند:عيسي گفت من بنده خدا هستم به من كتاب داده است و مرا پيامبر قرار داده است 30 /مريم
در عهد جديد ما شاهد هشتيم كه 12 بار كلمه انجيل تكرار شده است كه به چند نمونه اشاره مي كنم: 1- مرقس 1 : 15 میگفت: “وقت تمام شد و ملكوت خدا نزدیك است. پس توبه كنید و به انجیل ایمان بیاورید.” 2- 8 / 35 زیرا هركه خواهد جان خود را نجات دهد آنرا هلاك سازد و هركه جان خود را بجهت من و انجیل برباد دهد آنرا برهاند. 3- 13 / 10 و لازم است كه انجیل اوّل بر تمامی امتها موعظه شود. 4-اول قرنتيان 9 / 14 و همچنین سرور فرمود كه “هركه به انجیل اعلام نماید از انجیل معشیت یابد”. تأ مل در اين آيات بروشني انسان را به اين مطلب مي رساند كه عهد جديد دقيقا كلام قرآن در مورد كتاب عيسي را تأييد ميكند. عيسي انجيل داشته نه اناجيل زيرا در آيات فقط به يك انجيل اشاره شده و نيز فهميده مي شود كه بر خلاف گفته مسيحيان ايمان آوردن به مسيح مشروط به ايمان آوردن به انجيل است پس نمي توان گفت كه مسيح كلام خدا و وحي بوده است و نيز نمي توان گفت كه اناجيل امروزي همان انجيل مورد اشاره عيسي است زيرا اين اناجيل جند سال بعد از عروج عيسي نوشته شده اندو نيز عيسي ايمان كامل را در قبول كردن خودش و انجيل مي دانسته كه در اين صورت حتي بعد از عروج عيسي نيز مي بايست انجيل واقعي در ميان مردم بوده باشد زيرا در صورت نبود انجيل ولو در يك زمان كوتاه در ايمان مومنين خلل وارد مي شده است. و اين بر خلاف حكمت الهي است. آخر كلام اينكه در عهد جديد حتمابه كتابي بنام انجيل اشاره شده است كه در زمان حضور مسيح مورد اشاره مسيح واقع مي شده و كساني كه مي خواستند به مسيحيت در آيند حتما بايستي به انجيل نيز ايمان مي آوردند . و يك نكته خيلي مهم اينكه اناجيل در دست انجيل عيسي نيستندبلكه دست نوشته هاي افراد معمولي هستند كه از تعليمات مسيح الهام گرفته اند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 23:25 توسط ماهان سپری |
|
|
بنام خدا عیسی طبق گفته مسیحیان و کتب انجیل پس از سه روز مردن از قبر بیرون آمده و زنده شده است. انجیل متی 27 : 45 و از ساعت ششم تا ساعت نهم تاریكی تمام زمین را فرو گرفت. 46 و نزدیك به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ایلی ایلی لَماسبقتِنی.” یعنی الهی الهی مرا چرا ترك كردی..... 57 اما چون وقت عصر رسید شخصی دولتمند از اهل رامه یوسف نام كه او نیز از شاگردان عیسی بود آمد 58 و نزد پیلاطس رفته جسد عیسی را خواست. آنگاه پیلاطس فرمان داد كه داده شود. 59 پس یوسف جسد را برداشته آنرا در كتانِ پاك پیچیده 60 او را در قبری نو كه برای خود از سنگ تراشیده بود گذارد و سنگی بزرگ بر سر آن غلطانیده برفت.
انجیل متی زنده شدن عیسی را بیان میکند: 5 اما فرشته به زنان متوجه شده گفت: “شما ترسان مباشید! میدانم كه عیسای مصلوب را میطلبید. 6 در اینجا نیست زیرا چنانكه گفته بود برخاسته است. بیایید جایی كه سرور خفته بود ملاحظه كنید. این آیات نشان می دهد که عیسی ترسان مرگ را ملاقات کرده و در وقت مرگ خدا را از خود دور می دیده است و سه روز بعد عیسی زنده می شود و به جلیل می رود. اما در این آیات سوالاتی مطرح می شود که انسان نمی تواند نسبت به آنها بی تفاوت باشد. 1- چرا عیسی از مرگ می ترسیده و خدا را از خود دور می دیده و او را صدا می زده است ؟مگر او خود خدا نبوده است پس چه کسی را صدا می زده؟ 2- خدا را کشتند و به صلیب کشیدند یعنی چه ؟ آیا خدا را می توان کشت؟ 3- در این سه روز که خدا مرده بود کار خدایی را چه کسی بر عهده داشت؟ ۴- خدا در این سه روز که چشم از دنیا بسته بود به کجا منتقل شده بود؟ 5- چرا سه روز؟ بیشتر یا کمتر نبود؟ 6- خدا که قدرت مطلق است چرا هنگام زنده شدن وقتی را انتخاب نکرد تا همه زنده شدن خدا را ببیند؟
(مطلب جدید ۷ / ۱۰ / ۸۵ ساعت:۲۳ برادرا ن مسیحی می گویند منظور از مردن خدا ، این است که روح از بدن جسد خارج شده است یعنی همان خدا از جسم خارج شده است بنابر این پس جسم هیچ کاره بوده و آنی که بدن را به حرکت و انفعال در می آورده خدا بوده است. با این گفتار می توان به نکاتی پی برد : = این خدا بوده است که از جسم عیسی خارج شده یا روح ؟ =آیا خداوند نیاز به بدنی نیاز داشته که خود را در آن بنمایاند ؟ با این فرض خداوند نیازمند گشته و از خدایی ساقط می شود . = وقتی عیسی در بالای صلیب ترسید و گفت ایلی ایلی لماسبقتنی... این گفتن را خدا می گفت ؟که در این صورت خدا ترسو می باشد. = بدن عیسی ابزار کار خدا بوده و بغیر از این خاصیتی دارد ؟یا ندارد؟ =.......)
در صورتی که سوالات دیگری مطرح شود با اسم نویسنده در وبلاگ درج خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 23:56 توسط ماهان سپری |
|
|
بهانه ای برای گفتن روز کریسمس را برای همه مسیحیان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم. امید وارم سال جدید سال پیروی از دستورات الهی باشد و صلح و امنیت در دنیا بر قرار باشد. در این سال از خدا بخواهیم تا ما را به خود برساند و برای سال گذشته از خدای سبحان مغفرت طلب کنیم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم دی 1385ساعت 2:19 توسط ماهان سپری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
انجیل متی 27 : 45 و از ساعت ششم تا ساعت نهم تاریكی تمام زمین را فرو گرفت. 46 و نزدیك به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ایلی ایلی لَماسبقتِنی.” یعنی الهی الهی مرا چرا ترك كردی.....
هدف این وبلاگ باز شناسی مسیحیت می باشد از تمام دوستانی که در این زمینه تخصص دارند دعوت می شود معلومات و تحقیقات خود را در اختیار این وبلاگ قرار دهند .اجر این کار با خداوندمان باشد.منتظر یاریتان هستم. اما خودم: ماهان هستم فعلا کارشناسی ارشد ادیان ابراهیمی را در یک دانشگاه غیر انتفاعی می خونم. به رشته ام هم خیلی علاقمند هستم درواقع رشته ام و مطالعاتم جزء جدا نشدنی زندگی من هستند. |
|
RSS
|