پژوهشی در مورد مسیحیت |
در الهیات مسیحی عیسی به عنوان کسی است که بدون دخالت هیچ مردی ، متولد شده است و دارای جایگاه ویژه ایست و چون در تولد جسمانیش فقط مریم دخالت داشت لذا یک انسانی معرفی می شود که از گناه اصلی آدم و حوا هیچ چیز به ارث نبرده است .
اگر عیسی پدر زمینی هم داشت بنابر اعتقاد مسیحیان از گناه اصلی ارث می برد و نمی توانست به عنوان فدیه خدا برای گناه اصلی انسان باشد.
مسیحیت عیسی را بدون پدر معرفی کرد تا این منظور را برساند که چون او پدر ندارد لذا از گناه اصلی چیزی به ارث نبرده است و او یک انسان پاک و آری از گناه اصلی است و بنابر این لیاقت قربانی شدن را دارد.
از طرفی انجیل متی و لوقا در تلاشند که عیسی را به داود و اعقاب قبل از داود برسانند هر چند که در این مسیر اگر نسب نامه تواریخ و لوقا و متی را با هم قیاس کنید اشتباهات فاحشی را می توانید پیدا کنید.
عیسی به صراحت یک فرد یهودی خوانده می شود و بر اینکه او از اولاد داود است تاکید فراوان شده است.
کتاب روت را می خوانیم که در آنجا روت یک غیر یهودی است که مادر بزرگ داود است یعنی مادرعوبید که پدر یسی است و او هم پدر داود.
در سنت یهودی وراثت و یهودیت از طریق مادر انتقال می یابد و این یک امر مسلم در یهودیت است پس بنابر این روت یک غیر یهودی است هرچند که شوهرش یهودی باشد باز هم فرزندانش یهودی محسوب نمی شوند. پس لاجرم داود یهودی محسوب نمی شود.
سوال مهم دیگری هم که در اینجا مطرح می شود این است که به چه دلیل گناه اصلی از طریق مادر منتقل نمی شود ؟ به هرحال عامل فریب خوردن آدم ، حوا بوده است .
با این اوصافی که ذکر شد می توان این نتیجه را گرفت که داود یهودی نیست و پادشاه یهود هم باید از یهود باشد آن هم سبط یهودا فلذا عیسی نمی تواند پادشاه یهود باشد.چون اناجیل او را به داود می رسانند و دیدیم که داود یهودی نیست.
از طرفی هیچ دلیلی وجود ندارد که گناه اصلی از طریق مادر منتقل نمی شود پس اگر چیزی بنام گناه اصلی وجود دارد عیسی هم گناه کار است و چون حداقل مادری داشت که آن گناه می تواند از طریق مادر به عیسی منتقل شود پس نمی تواند به عنوان فدیه خدا قربانی شود چون تنها انسان بدون گناه است که قابلیت فدا شدن را دارد.
بسم الله الرحمن الرحيم
اختلاف اناجیل در اتفاقات زمان مصلوب شدن مسیح
بعد از مصلوب شدن عيسي به روايت انجیل متی اتفاقات بسيار هولناكي افتاد مثل زمين لرزه و پاره شدن پرده هيكل و شكافته شدن سنگها و گشاده شدن قبرها و زنده شدن مردگان و ....
متی این اتفاقات را چنین گزرش می دهد:
27/50 عیسی باز به آواز بلند صیحه زده روح را تسلیم نمود. 51 كه ناگاه پردة هیكل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگها شكافته گردید.52 و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدنهای مقدّسین كه آرامیده بودند برخاستند 53 و بعد از برخاستن وی از قبور برآمده به شهر مقدّس رفتند و بر بسیاری ظاهر شدند.
اما وقتی به سراغ انجیل مرقس می رویم می بینیم که او جز پاره شدن پرده هیکل چیز دیگری را گزارش نمی دهد. او چنین گزارش می دهد:
15/ 37 پس عیسی آوازی بلند برآورده جان بداد. 38 آنگاه پردة هیكل از سر تا پا دو پاره شد.
با توجه به اینکه انجیل مرقس قبل از انجیل متی توشته شده و یکی از منابعی که متی در نوشتن انجیلش از آن استفاده کرده همین انجیل مرقس بوده است وقایع هولناکی که در متی آمده و عدم گزارشش در انجیل مرقس این نکته را می رساند که متی در نوشتن انجیلش از منبع دیگری غیر از مرقس استفاده کرده که کتاب مقدس شناسان آن منبع را Qنام نهاده اند. مسئله دیگری که در این میان مطرح است این است که با توجه به تقدم مرقس بر متی چرا او این وقایع هولناک را نیاورده است؟
آیا مرقس منبع Q را معتبر نمی دانسته؟
آیا مرقس از این منبع اطلاع نداشته است؟
وقتی انجیل لوقا را مطالعه می کنیم می بینیم که لوقا بر خلاف مرقس و متی گزارش داده است که پرده قبل از مرگ عیسی پاره شده است او اینچنین گزارش می دهد:
لوقا23: 45 و خورشید تاریك گشت و پردة قدس از میان بشكافت. 46 و عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ای پدر به دستهای تو روح خود را میسپارم.” اینرا بگفت و جان را تسلیم نمود.
شگفتر اینکه یوحنا هیچ ذکری از این اتفاقات را مطرح نکرده است.
در جمع بندی کلی به این نتیجه می رسیم که از میان این چهار انجیل فقط متی و مرقس در پاره شدن پرده اتفاق نظر دارند و لوقا بر خلاف مرقس و متی پاره شدن را قبل از مرگ عیسی گزارش داده و یوحنا نیز چیزی ذکر نکرده است.
سول دیگری که در اینجا پیش می آید این است که لوقا با استناد به چه سندی پاره شدن پرده را قبل از مرگ عیسی گزارش داده است و چرا با اناجیل مرقس و متی مخالفت کرده است؟
آیا عجيب نيست كه اين وقايع بسيار مهم را فقط متي ديده باشد و مرقس تنها پاره شدن پرده هيكل را ديده باشد و لوقا بر خلاف متی و مرقس پاره شدن پرده را قبل از مرگ عیسی دیده باشد و یوحنا هيچ نديده باشد؟
با توجه به اینکه اولین انجیل نوشته شده مرقس است آیا سخنان او معتبر است ؟ یا متی که منبع Q را دیده است ؟ و یا لوقا که متاخر از این دو انجیل است سخن راست را نوشته است ؟و یا یو حنا که جوانترین انجیل است و بخاطر اینکه اصلا چنین اتفاقاتی نیفتاده ننوشته؟
بنابر اینکه قرآن مجید مصلوب و مقتول شدن عیسی را نفی کرده و فرد مصلوب نیز بنابر اعتقاد مسلمانان فردی شبیه به عیسی بوده و نه خود عیسی ، پس طبیعی است که در مرگ یک انسان معمولی اتفاقات خاصی نیفتد. و شاید یوحنا به این خاطر وقایعی را که متی آورده را ذکر نکرده چون اصلا چنین اتفاقاتی نیفتاده اند.
آيا اين موضوع نيز با توجيه اختلاف زاويه ديد حل مي شود كه به ادعای مسیحیان ، نويسندگان اناجيل هركدام از زاويه اي وقايع را ديده اند و ننوشتن اين اتفاقات یا بر خلاف هم نوشتن جزئی از این اتفاقات به خاطر اختلاف زاويه ديد نویسندگان اناجیل بوده است؟
منبع: وبلاگی برای خودم
2. همه كتاب موسى از آغاز تا انجام گرداگرد يك مذبح نوشته شده بود (سفر تثنيه 27:1 ـ 9،[4])
3. در سفر تثنيه (31:9) اين عبارت آمده است: «و موسى اين تورات را نوشته» كلماتى كه نمى توان به موسى نسبت داد بلكه بايد از نويسنده ديگرى باشد كه اعمال و نوشته هاى موسى را حكايت مى كند.
4. در سفر پيدايش (12:6)، مورخ (راوى) بعد از نقل سير و سفر ابراهيم در سرزمين كنعان، مى افزايد: «و در آن وقت كنعانيان در آن زمين بودند»; بنابراين، او به وضوح، زمانى را كه ]اين قسمت را[ مى نوشته، مستثنا كرده است. لذا اين قسمت بايد بعد از رحلت موسى نوشته شده باشد، يعنى زمانى كه كنعانيان از اين زمين اخراج شده و ديگر مالك آن نبودند.
5. در سفر پيدايش (22:14) كوه موريا «كوه خدا» نامگذارى شده است، نامى كه بعد از ساختن معبد بزرگ به آن داده شده است; انتخاب اين كوه بعد از موسى بوده است; زيرا موسى به هيچ مكانى كه خدا انتخاب نموده باشد، اشاره نكرده، بلكه او خبر داده است كه خداوند در آينده مكانى را انتخاب مى كند كه نام او بر آن اطلاق شود.
6. نهايتاً ذكر مى كند كه در سفر تثنيه (3:11) در قسمت مربوط به عوج ملك باشان، اين جملات جالب توجه است:
«زيرا كه عوج ملك باشان از بقيه رفائيان تنها باقى مانده بود. اينك تخت خواب او تخت آهنين است. آيا آن در رَبَت بنى عمّون نيست و طولش نُه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمى مى باشد».
اين افزوده، به وضوح هرچه تمامتر نشان مى دهد كه نويسنده آن مدتهاى طولانى بعد از موسى مى زيسته است.
سلام به دوستان عزیز
در پست قبلی دوستان مسیحی گمان کردند که در کتاب مقدس فقط 4 تناقض وجود دارد و لذا مسئله را بی اهمیت تلقی کرده و از جواب دادن طفره رفتند .![]()
بنده می خواهم فعلا در پست های جدید به تناقضات پرداخت نمایم هرچند که تابحال جوابی به این تناقضات از طرف مسیحیت داده نشده است.
مسیح از نسل سلیمان پسر داود است یا از نسل ناتان پسر داود؟![]()
متی فصل 1/6 و یسا داود پادشاه را آورد و داود پادشاه سلیمان را از زن اوریا آورد.
لوقا فصل 3 /31 ابنملِیا بنمینان بنمتَّاتا بنناتان بنداود 32 ابنیسی بنعوبید بنبوعز بنشَلمون بننَحشون
یک نکته جالب: در لوقا اصلا اشاره ای به سلیمان نشده است.![]()
توجیه: سلیمان دو نام داشته است و اسم دیگرش ناتان است![]()
من متن نسبنامه متی و لوقا را در ادامه در اختیارتان قرار می دهم تا شما هم با تاملی مسائل دیگری را از این دو نسب نامه بدست آورید.
باز هم جواب درست و حسابی نخواهم شنید.![]()
بنام خدای مهربان
این پست چند نمونه از آیاتی را که در آنها تناقض دیده می شود را مطرح می کند.
یک نکته:در مورد اختلاف روزها از طرف بعضی از مسیحیان گفته می شود که در یک آیه مطابق روز رومیان گفته شده و در آیه دیگر مطابق روز اسرائیلیان.
البته در اینصورت باید تاریخ متفاوت باشد وگرنه ده روز در هرتاریخی دویست و چهل ساعت است.و با اختلاف تقویمها روزها کوتاه یا بلند نمی شوند.
و یا در مورد تعداد نفرات گفته شده که: نباید به اینها گیر داد چون ما هم وقتی قضیه ای را تعریف می کنیم نفراد حاضر را دقیق نمی گوئیم.
البته سلیقه کتاب مقدس این است که جزئیات را موبه مو بیان می کند حتی نسبنامه افرادی را که مهم نیستند را بیان می کند ولی نمی دانم چرا در بعضی جاها تخمینی می گوید و البته تخمینها هم گاهی باهم 5000 هزار نفری و یا درسن و سال 10 یا 20 سال فرق دارند!
و اما ...
داود چند نفر از سواران پادشاه صوبه را دستگير کرد ؟ ۱۷۰۰ يا ۷۰۰۰ نفر
دوم سموئیل فصل 8/4 ا و داود هزار و هفتصد سوار و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود جمیع اسبهای ارابههایش را پی كرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت.
اول توایخ18 /4 و داود هزار ارابه و هفت هزار سوار و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود تمامی اسبان ارابه را پی كرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت.
توجیه: داوود دوبار حمله کرد!کاملا توجیه سالم و عقلانی است.و شگفت آور اینکه در حمله دوم هم مثل حمله اول بیست هزار پیاده اسیر شدند و اسبها پی شدند الا صد راس اسب که آنها را برای استفاده نگه داشتند.
اخزيا پادشاه بني اسراييل هنگام پادشاهی چند سال داشت ؟ ۴۲ يا ۲۲
دوم تواریخ 22 /2و اَخزیا چهل و دو ساله بود كه پادشاه شد و یك سال در اورشلیم سلطنت كرد و اسم مادرش عتَلیا دختر عمری بود.
دوم پادشاهان 8 /2۶و اَخَزیا چون پادشاه شد بیست و دو ساله بود و یكسال در اورشلیم پادشاهی كرد و اسم مادرش عتَلیا دختر عمری پادشاه اسرائیل بود.
توجیه:یکی از آیه ها با تاریخ رومیان است و دیگری تاریخ اسرائیلی!و البته اختلاف 20 سال خدشه ای به اعتبار کتاب مقدس وارد نمی کند.
فرمانده جنگي داود در يک حمله چند نفر را کشت؟ ۸۰۰ يا ۳۰۰
دوم سموئیل 23/8 و نامهای شجاعانی كه داود داشت این است: یوشَیب بشَبتِ تَحكمونی كه سردار شالیشیم بود كه همان عدِینُو عِصنِی باشد كه بر هشتصد نفر تاخت آورد و ایشانرا در یك وقت كشت.
اول تواریخ 11 /11 و عدد شجاعانی كه داود داشت این است: یشُبعام بنحكوُنی كه سردار شلیشیم بود كه بر سیصد نفر نیزة خود را حركت داد و ایشانرا در یك وقت كشت.
توجیه: این فرمانده جسور دوبار حمله کرد!و یا شاید در همان حمله اولی به هشتصد نفر ضربه زد ولی پانصد نفر نمردند.
يهوياکين چند سالگي به پادشاهي رسيد؟ ۸ يا18
دوم تواریخ 36 /9 یهویاكین هشت ساله بود كه پادشاه شد و سه ماه و ده روز در اورشلیم سلطنت نمود و آنچه در نظر یَهُوَه ناپسند بود به عمل آورد.
دوم پادشاهان24 /8 و یهویاكین هجده ساله بود كه پادشاه شد و سه سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش نَحوشُطا دختر اَلناتان اورشلیمی بود.
توجیه:دو نفر یهویاکین بوده اند.و تصادفا هر دو در زمان نبوکد نصر پادشاه بوده اند و تصادفا هر دو هم در اورشلیم بوده اند.و تصادفا پدر هردو هم بد بوده اند.و یا باز تقویم رومی و اسرائیلی باهم فرق دارند.
فعلا اینها را داشته باشید تا بعد.
البته اینها فقط به دید افرادی مثل من تناقض هستند و ما قدرت درک این مطالب را نداریم ولی از کسانی که این مسائل را درک کرده اند خواهش دارم ما را نیز در جریان بگذارند.
بنام خدای مهربان
در این پست توجه دوستان را به چند سوال پیرامون آیات ذیل جلب می کنم.
یوحنا 5 /19 آنگاه عیسی در جواب ایشان گفت: آمین آمین به شما میگویم كه (1)پسر از خود هیچ نمیتواند كرد ...20 زیرا كه پدر پسر را دوست میدارد و (2)هرآنچه خود میكند بدو مینماید و اعمال بزرگتر از این بدو نشان خواهد داد .... 22 زیرا كه پدر بر هیچكس داوری نمیكند بلكه (3)تمام داوری را به پسر سپرده است. 23 ... كسی كه به پسر حرمت نكند به(4) پدری كه او را فرستاد احترام نكرده است. 24 آمینآمین به شما میگویم هر كه كلام مرا بشنود و به(5) فرستنده من ایمان آورد حیات جاودانی دارد و در داوری نمیآید بلكه از موت تا به حیات منتقل گشته است. 25.... 26 زیرا همچنان كه پدر در خود حیات دارد همچنین پسر را نیز (6)عطا كرده است كه در خود حیات داشته باشد. 27 و(7) بدو قدرت بخشیده است كه داوری هم بكند زیرا كه پسر انسان است. 28 و از این تعجب مكنید زیرا ساعتی میآید كه در آن جمع كسانی كه در قبور میباشند آواز او را خواهند شنید 29 (8) و بیرون خواهند آمد هركه اعمال نیكو كرد برای قیامت حیات و هركه اعمال بد كرد بجهت قیامت داوری.
30 (9)من از خود هیچ نمیتوان كرد ....مرا فرستاده است.
(2)آیا از این آیه برداشت نمی شود که عیسی از خود هیچ ندارد و هر چه خدا خود بخواهد آن را به عیسی می نمایاند ؟
(3)این خدا است که داوری را به عیسی سپرده است و می توانست این مسئولیت را نسپارد.
(4) عیسی فرستاده است و اگر خدا عیسی خدا بود نمی توانست خدا باشد.
(5)فرستنده من:اگر عیسی خدا بود چگونه می تواند فرستنده ای داشته باشد؟
(6) خدا به عیسی عطا کرده است و اگر خدا عطا نمی کرد عیسی از خود چیزی نداشت.
(7)قدرت عیسی از خود نبود بلکه از خدا است.
(8)در آیه 24 می گوید هر که به عسی ایمان آورد بر او حکم نمی شود و در موردگناهانش مواخده نخواهد شد ولی آیه 29 می گوید در قیامت بطور مطلق می گوید که هر کسی عملش نیک است حیات دارد و هر کسی بد کار است مواخذه خواهد شد.
آیا مفهوم این دو آیه با هم متناقض نیستند؟
(9) {بدون نیاز به توضیح}من از خود هیچ نمیتوان كرد ....مرا فرستاده است.
انصاف و عقلتان در مورد این آیات چه می گوید؟
با سلام به خدمت دوستان
توجه شما را در اين پست به مطالب خيلي جالبي جلب مي كنم
ابراهيم 75 ساله وقتي از حران حركت مي كرد زنش را و لوط را و مقداري كه مال داشت به همراه تعدادي خدمه با خود داشت ولي وقتي اينها بعد از مسافرت مصر كه زمانش اندك بود دو باره به كنعان وارد شدند زمين برايشان گنجايش نداشت.
چند سوال در اينجا مطرح مي شود:
1- ابراهيم و همراهانش در اين مدت كم چگونه آنقدر زياد شدند كه زمين كنعان برايشان تنگ شد؟
2- مال و ثروتشان را چگونه بدست آوردند كه در اين مدت كم آنقدر زياد شدند كه مشكل جا برايشان پيش آمد؟
3- چرا مردم كنعان جلوي اين گروه زياد را نگرفتند زيرا اينها مالك زمينشان مي شدند و در منابع چراگاهيشان كه مورد نياز كنعانيان نيز بود شريك مي شدند؟
4- لوط و ابراهيم آنقدر مال و افرادشان زياد شد كه در يك جا نتوانستند جمع شوند آيا زمين كنعان خالي از سكنه بود؟ اگر خالي از سكنه بود در اين صورت كلمه كنعانيان چه معنايي خواهد داشت؟
5- چرا كلامي از كنعانيان در مورد برخوردشان با ابراهيم مطرح نشده است؟
سوالات زيادي با خواندن كتاب مقدس پيش مي آيد ولي اين مختصر جايگاهش نيست كه بيشتر از اين سوال طرح شود .
پیدایش فصل 12 : 5 و ابرام زن خود سارای و برادرزادة خود لوط و همة اموال اندوختة خود را با اشخاصی كه در حران پیدا كرده بودند برداشته به عزیمت زمین كنعان بیرون شدند و به زمین كنعان داخل شدند. 6 و ابرام در زمین می گشت تا مكان شکیم تا بلوطستان موره. و در آنوقت كنعانیان در آن زمین بودند.
پیدایش فصل 13/1 و ابرام با زن خود و تمام اموال خویش و لوط از مصر به جنوب آمدند. 2 و ابرام از مواشی و نقره و طلا بسیار دولتمند بود. 3 پس از جنوب طی منازل كرده به بیت ئیل آمد بدانجایی كه خیمه اش در ابتدا بود در میان بیت ئیل و عای 4 به مقام آن مذبحی كه اول بنا نهاده بود و در آنجا ابرام نام یَهُوَه را خواند. 5 و لوط را نیز كه همراه ابرام بود گله و رمه و خیمه ها بود. 6 و زمین گنجایش ایشان را نداشت كه در یكجا ساكن شوند زیرا كه اندوخته های ایشان بسیار بود و نتوانستند در یكجا سكونت كنند
همه موارد اين كتاب(عهد عتيق) انسان را به اين نكته مي رساند كه چون هدف نويسندگان عهد عتيق اين بوده كه بني اسرائيل مطرح شود و زمين كنعان را تصاحب كنند لذا در اين نوشتار دقت نكرده اند كه جملات با هم تناقض نداشته باشند و نسبت به زمان هم دقت نكرده اند و سوتي هايي را د اده اند كه گذر زمان آنها را بيشتر نمايان خواهد كرد.
بنام خداي مهربان هستي بخش
متي فصل10: 5 این دوازده را عیسی فرستاده بدیشان وصیت كرده گفت: “از راه امتها مروید و در بلَدی از سامریان داخل مشوید 6 بلكه نزد گوسفندان گمشدة اسرائیل بروید. 7 و چون میروید موعظه كرده گویید كه ملكوت آسمان نزدیك است.
با دقت در اين آيات نكات زير روشن مي شود كه به هيچ وجه نمي توان اين نكات را رد كرد زيرا اين نكات را به صراحت تمام خود كتاب مقدس از زبان عيسي مي گويد:
1- عيسي به حواريون گفت كه فقط در اراضي متعلق به بني اسرائيل تبليغ كنند
2- حواريون را از ورود به سرزمين سامريان كه از بني اسرائيل نبودند نهي كرد.
3- بني اسرائيل تشبيه به گوسفند شده اند.
4- كرامت انساني را كه مسيحيان بر سر مسلمين مي كوبند اين آيات و آيات مشابه (14 بار كلمه گوسفند در كتاب مقدس است كه بيشتر آنها در انسان بكار رفته شده) بخوبي نشان مي دهندو كل كتاب مقدس نشان مي دهد كه چه ديني انسان را فطرتا پاك و خليفه الهي مي داند و چه ديني انسان را از حين تولد گنهكار مي داند.
5- انسان گنهكار در دين مسيحيت ارزشش مثل حيوان است.
6- مسيح فقط براي بني اسرائيل آمده بود نه براي همه انسانها .زيرا از تبليغ حواريون در غير بني اسرائيل منع كرد. و به آنها اجازه چنين كاري را نداد.
7- آيا خود مسيح مژده است يا براي چيز ديگري مژده مي داد ؟به حواريون گفت كه : و چون میروید موعظه كرده گویید(مژده دهيد) كه ملكوت آسمان نزدیك است.
8- ملكوت آسمانها چيست كه مسيح به آن مژده مي دهد؟
اين چند نكته را حقير جهت اطلاع دوستان در اينجا ذكر مي كنم و به جهت كمبود فرصت نمي توانم آيات بيشتري را در اينجا تحليل كنم.اميدوارم دوستان من را به جهت كمي تحفه ببخشند.
بنام خدايي كه کتابهای هدایت را فرستاد
قرآن در باره عيسي مسيح چنين بيان ميكند:عيسي گفت من بنده خدا هستم به من كتاب داده است و مرا پيامبر قرار داده است 30 /مريم

در عهد جديد ما شاهد هشتيم كه 12 بار كلمه انجيل تكرار شده است كه به چند نمونه اشاره مي كنم:
1- مرقس 1 : 15 میگفت: “وقت تمام شد و ملكوت خدا نزدیك است. پس توبه كنید و به انجیل ایمان بیاورید.”
2- 8 / 35 زیرا هركه خواهد جان خود را نجات دهد آنرا هلاك سازد و هركه جان خود را بجهت من و انجیل برباد دهد آنرا برهاند.
3- 13 / 10 و لازم است كه انجیل اوّل بر تمامی امتها موعظه شود.
4-اول قرنتيان 9 / 14 و همچنین سرور فرمود كه “هركه به انجیل اعلام نماید از انجیل معشیت یابد”.
تأ مل در اين آيات بروشني انسان را به اين مطلب مي رساند كه عهد جديد دقيقا كلام قرآن در مورد كتاب عيسي را تأييد ميكند. عيسي انجيل داشته نه اناجيل زيرا در آيات فقط به يك انجيل اشاره شده و نيز فهميده مي شود كه بر خلاف گفته مسيحيان ايمان آوردن به مسيح مشروط به ايمان آوردن به انجيل است پس نمي توان گفت كه مسيح كلام خدا و وحي بوده است و نيز نمي توان گفت كه اناجيل امروزي همان انجيل مورد اشاره عيسي است زيرا اين اناجيل جند سال بعد از عروج عيسي نوشته شده اندو نيز عيسي ايمان كامل را در قبول كردن خودش و انجيل مي دانسته كه در اين صورت حتي بعد از عروج عيسي نيز مي بايست انجيل واقعي در ميان مردم بوده باشد زيرا در صورت نبود انجيل ولو در يك زمان كوتاه در ايمان مومنين خلل وارد مي شده است. و اين بر خلاف حكمت الهي است.
آخر كلام اينكه در عهد جديد حتمابه كتابي بنام انجيل اشاره شده است كه در زمان حضور مسيح مورد اشاره مسيح واقع مي شده و كساني كه مي خواستند به مسيحيت در آيند حتما بايستي به انجيل نيز ايمان مي آوردند .
و يك نكته خيلي مهم اينكه اناجيل در دست انجيل عيسي نيستندبلكه دست نوشته هاي افراد معمولي هستند كه از تعليمات مسيح الهام گرفته اند.
بنام خدایی که آفرید
مطالعه کتاب مقدس انسان را به مطالبی می رساند که اعتماد کردن به این کتاب را سخت می کندیک نمونه از این مسائل برخورد دوگانه دو تن از شخصیتهای کتاب مقدس با شریعت می باشد . یعقوب ایمان بدون عمل را باطل می داند وپو لس ایمان بدون شریعت را مورد تایید خود قرار می دهد این مسئلهء خیلی بزرگی است بالاخره در دین مسیح یا شریعت هست و باید به آن عمل کرد و یا هست ولی پولس آنرا نسخ کرده است؟ و یا اطلا چیزی بنان شریعت و عمل در کتاب مقدس نیست در این حالت هم با کلام یعقوب مشکل پیدا می کنیم و هم با کلام خود عیسی که شرایع گذشته را تایید کرده و عمل کردن به آنها را واجب کی داند . در آیات زیر شما دو نوع برخورد را می خوانید:
یعقوب فصل 2
14 ای برادران من چه سود دارد اگر كسی گوید: “ایمان دارم” وقتی كه عمل ندارد؟ آیا ایمان میتواند او را نجات بخشد؟ 15 پس اگر برادری یا خواهری برهنه و محتاج خوراك روزینه باشد 16 و كسی از شما بدیشان گوید: “به سلامتی بروید و گرم و سیر شوید” لیكن مایحتاج بدن را بدیشان ندهد چه نفع دارد؟ 17 همچنین ایمان نیز اگر اعمال ندارد در خود مرده است. 18 بلكه كسی خواهد گفت: “تو ایمان داری و من اعمال دارم. ایمان خود را بدون اعمال به من بنما و من ایمان خود را از اعمال خود به تو خواهم نمود.” 19 تو ایمان داری كه خدا واحد است؟ نیكو میكنی! شیاطین نیز ایمان دارند و میلرزند! 20 و لیكن ای مرد باطل آیا میخواهی دانست كه ایمان بدون اعمال باطل است؟
آیا پدر ما ابراهیم به اعمال عادل شمرده نشد وقتی كه پسر خود اسحاق را به قربانگاه گذرانید؟ 22 میبینی كه ایمان با اعمال او عمل كرد و ایمان از اعمال كامل گردید. 23 و آن نوشته تمام گشت كه میگوید: “ابراهیم به یَهُوَه ایمان آورد و برای او به عدالت محسوب گردید” و دوست یَهُوَه نامیده شد. 24 پس میبینید كه انسان از اعمال عادل شمرده میشود نه از ایمان تنها. 25 و همچنین آیا راحاب فاحشه نیز از اعمال عادل شمرده نشد وقتی كه قاصدان را پذیرفته به راهی دیگر روانه نمود؟ 26 زیرا چنانكه بدن بدون روح مرده است همچنین ایمان بدون اعمال نیز مرده است.
اینها گفته های یعقوب رسول است و اکنون گفته های پولس را می خوانیم که می گوید:
رساله پولس به رومیان فصل چهارم
13 زیرا به ابراهیم و ذریت او وعدهای كه او وارث جهان خواهد بود از جهت شریعت داده نشد بلكه از عدالت ایمان. 14 زیرا اگر اهل شریعت وارث باشند ایمان عاطل شد و وعده باطل. 15 زیرا كه شریعت باعث غضب است زیرا جایی كه شریعت نیست تجاوز هم نیست.
****************************************************
مقایسه کلام این دو رسول انسان را جز به تناقضی که انسان را نسبت به کتاب مقدس بی اعتماد می کند نمی رساند.این دو کلام صریحا باهم مخالف اند یکی می گوید ایمان همراه با عمل و دیگری فقط ایمان را می گوید.
بنام خدا
کتاب مقدس: مردان مسیحی نجس اند.
لمس کردن و خوردن چیزهایی که در کتاب مقدس حرام شمرده شده از دلایل نجس بودن امت عیسی مسیح است.
آیات 6و7و8از باب 11 سفر لاویان.
خرگوش زیرا نشخوار می کند لیکن شکافته سم نیست این برای شما نجس است و خوک زیرا شکافته سم است و شکاف تمام دارد لیکن نشخوار نمی کند این برای شما نجس است از گوشت اینها مخورید و لاش آنها را لمس نکنید اینها برای شما نجس اند......11 /27 و هر که آنها را لمس کند نجس است(برای داشتن اطلاعات بیشتر این سفر را مطالعه فرمایید.)
سفر تثنیه 8 و7:لیکن از نشخوار کنندگان و شکافتگان سم اینها را مخوریدیعنی شتر و خرگوش و ونگ زیرا که نشخوار می کننداما شکافته سم نیستنداینها برای شما نجس اند و خوک زیرا شکافته سم است لیکن نشخوار نمیکنداین برای شما نجس است از گوشت آنها مخورید ولاش آنها را لمس مکنید.
طبق این دستورات بعضی از حیوانات دریایی و خشکی نجس اندو خوردن آنها و دست زدن به لاشه آنها ممنوع است. در ضمن کسی هم نمی تواند بگوید که این احکام مربوط به بنی اسرائیل است و مخصوص آنهاست زیرا خدا می فرماید(برفرض که عیسی همان خدایی باشد که موسی را برای نجات بنی اسرائیل فرستاد):عیسی مسیح علیه السلام فرمود : ای مردم گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء راباطل سازم نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تاهمه واقع شود پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و بمردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود اما هرکه بعمل آورد و تعلیم نماید او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.انجیل متی 5 / 17 و 18 و 19
این گفتار مسیح با گفتار پولس مبنی بر نسخ شدن احکام برای غیر یهود در تعارض استو حالا شما بگویید که ما کلام خدا (مسیح؟) را قبول کنیم یا جناب پولس را (که از نظر تقدس و اعتبار کلام و غیره هیچ فرقی بین من و او و پاپ و شما نیست)؟؟؟
اگر احکام کتاب مقدس و دو پست قبلی من و کلام عیسی(عیسی مسیح علیه السلام فرمود : ای مردم گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء راباطل سازم نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تاهمه واقع شود پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و بمردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود اما هرکه بعمل آورد و تعلیم نماید او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.انجیل متی 5 / 17 و 18 و 19 ) را در کنار هم ببینیم معلوم می شود همه مسیحیان نجس اند و احکام خدا را زیر پا می گذارند ...
به امید آن روز که همگی چشمهای خود را بشوییم و دوباره به خود و خدا و دین بنگریم...تا بعد
سلام
بنده خواستم به نظر خواهرمان در وبلاگ خودم جوابدهم به همین خاطر نظر ایشان را بدون کوچکترین کم و کاست در وبلاگم بیاورم البته قسمتهای رنگی توضیحات بنده است.
نويسنده: سارا پالما
شنبه 29 مهر1385 ساعت: 9:55
سلام بر شما ماهان عزیز
منظور من این نبود که شما نظر نده شما میتونید نظر بدید(خیلی ممنونم) اما در نظراتتون تبلیغ نکنید. مثلاَ نگوئید مطلب فلان در وبلاگ گذاشته شد و یا اینکه مطالب وبلاگتان را در قسمت کامنت نگذارید. (بروی چشم)
در ضمن من هر چند وقت به چند وقت به وبلاگ ها سرکشی میکنم و مطمئناَ مطالب شما رو میخونم.(باسپاس فراوان) در مورد این پست شما و سوالی که مطرح کرده بودید. باید به شما بگویم که احکام نوشته شده در کتاب لاویان عهد عتیق مختص بنی اسرائیل میباشد.(عیسی مسیح علیه السلام فرمود : ای مردم گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء راباطل سازم نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تاهمه واقع شود پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و بمردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود اما هرکه بعمل آورد و تعلیم نماید او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.انجیل متی 5 / 17 و 18 و 19 ) چرا؟ چون در زمانی که همه بت پرست بودند و تمامی مردم از خداوند یکتا رویگردان بودند فقط ابراهیم بود که خداوند یکتا را پرستید و خداوند خاطر این کار او لقب پدر امت ها را به او داد و وعده داد که از نسل ابراهیم نسلی رو به وجود بیاره که قوم خدا خوانده میشن و اونها رو مثل شن های کنار دریا بیشمار میکنه.
حالا اون قوم از ایراهیم به اسحق و (و اسماعیل )یعقوب و موسی و داوود و ..... مسیح کشیده شد!
مسلماَ کتاب عهد عتیق همانطور که حتماَ مطالعه کردیدش خطاب به قوم بنی اسرائیل آورده شده و بنابراین احکام وارد بر اون هم که در کتاب لاویان و کتب تنخ آورده شده مخصوص بنی اسرائیل است. (البته کلام خود خدا (میسح)غیر از این است)ماشیح و در واقع مسیح موعود هم در ابتدا برای بنی اسرائیل فرستاده شد اما چون خداوند اشتیاق اقوام دیگر را به خودش دید(خدا قبلا نمی دانست که مردم به او اشتیاق پیدا خواهند کرد و بعدا مسیح موعود رسالتش برای همه امتها از طرف خدا به وی ابلاغ شد) نجات را از آن کسانی کرد که از هر قوم و نژاد او را به خاطر آورده به او ایمان آورند.
مسلماَ دوست گرامی شما اطلاع دارید که احکام خداوند در یهود بسیار سخت و طاقت فرسا بود اما قوم موظف به اجرای آن بودند و هرکس حتی اگر از کوچکترین حکم آن سرپیچی میکرد گناهکار خوانده میشد .
به همین خاطر هیچ کس نتوانست تمام احکام را به جا آورد و طبق کلام خداوند در عهد عتیق همه گناهکار شدند .و همه از جلال خداوند قاصر شدند (مردم چه گناهی داشتند که خدا تکلیف مالایطاق برایشان کرده بود)چون گناه تاریکی را وارد قلب انسان میکند خداوند را از قلب انسان دور میکند یعنی در واقع انسان با انجام گناه از خداوند دور میشود . و اگر حتی بازگردد اما هرگز ژاکی ابتدائی را دارا نمیشود.
چون آثار گناه در قلب انسان باقی میماند.
پس مسیح آمد تا این آثار گناه را از قلب ما پاک کند و به ما حیات تازه در روح خداوند بدهد.
و به ما فرصت این را بدهد که از نو شروع کرده با ایمان به خداوند نیکی خود را به اجرا بگذاریم.
پس نتیجه : احکام آورده شده در کتاب عهد عتیق مخنص یهودیان و قوم اسرائیل بود! (پس هر حکمی که در کتاب یهودیان است برای مسیحیان نیست و احتمالا کلام مسیح در متی ۵ / ۱۷ -۱۸ -۱۹ چیز دیگری را بیان می کند؟؟؟؟؟؟)
در ابتدا نجات توسط خون مسیح هم برای بنی اسرائیل بود! اما چون خداوند (نمی دانم خدا چرا از اول همه چیز را نمی دانست؟؟؟؟)ایمان غیر یهودیان را دید آن ها را به حضور خود پذیرفت !
پس نجات مسیح برای همه قرار گرفت از هر قبیله و هر قوم و این عهد جدید خداوند با بنی بشر نام گرفت که دنباله ی عهد قدیم او که با ابراهیم و نسل او
(بنی اسرائیل ) بسته شده بود است.
خداوند شما را برکت بدهد.
با تشکر از خواهرمان به جهت وقتی که برای وبلاگها قرار می دهند و نظرات خوبی ارایه می د هند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|